عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )
203
جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )
گل نمديده را آبى تمام است در زمان همچون برق از سيستان متوجه بم شده در عشر اواخر جمادى الاخر سنة احدى عشر و ثمانماية به شهر بم رسيد . چون اين خبر به كرمان آمد « 1 » حالتى صعب روى نمود . مقارن اين خبر ، لشكر گرمسير برسيدند چنانچه جمعى از اين معنى خبر نداشتند . از آن طرف به بم رفتند و در بند اميرزاده ابا بكر [ گرفتار شدند ] . « 2 » چون لشكر برسيد قوّتى در كرمانيان پيدا شد . در رابع رجب از كرمان بيرون آمده متوجه بم شدند و در چهاردهم ماه با يكديگر مقابل شده از طرفين به مقاتله در آمدند . در حملهء اول پيرك « 3 » كشته شد « 4 » و رعبى و اضطرابى تمام به لشكر سلطان اويس راه يافت . امير زاده ابا بكر به جنگ مشغول نشد و هر دو لشكر برابر يكديگر فرود آمدند . سلطان اويس گفت تا خندقى گرد لشكر فرو بردند . ( قضا را ) « 5 » در آن شب اميرزاده ابا بكر شبيخونى به سر كرمانيان آورد و تا كنار خندق بيامدند و از كرمانيان هيچكس « 6 » از جاى خود حركت نكرد . لشكر اميرزاده ابا بكر تيرى چند در لشكرگاه كرمانيان انداختند و باز گرديدند . روز ديگر على الصّباح هر دو لشكر سوار شدند . اميرزاده ابا بكر بيشتر لشكر خود را در برابر سلطان اويس بداشت و خود با معدودى چند در ميان رودخانه در كمين « 7 » بايستاد بدان عزيمت كه چون لشكر در يكديگر ريزند او از كمين بدر آيد . سلطان اويس از اين حال غافل ، لشكر را برگرفته به طرفى ديگر ميل كرد به جهت فضاى جنگ گاه . اميرزاده ابا بكر تصوّر كرد كه مگر از گمين آگاه شدهاند و لشكر به سر او مىآيند . هزيمت خورده « 8 » از هم آنجا « 9 » تا جيرفت هيچ موضع قرار نگرفت . لشكر سلطان اويس غالب گشته آنها « 10 » را در پى كردند و از هيچ نفسى تيغ دريغ نداشتند . چه به واسطهء قتل پيرك « 11 » هيچ محابا « 12 » در ميان نبود . خطّه بم مستخلص گردانيده متوجه كرمان شد .
--> ( 1 ) گ ، مل : رسيد . ( 2 ) گ ، مل ، با : ابا بكر افتادند . ( 3 ) همهء نسخهء : تيرك . تصحيح قياسى است . چنان كه قبلا آمد . ( 4 ) با ندارد . گ ، مل : گرديد . ( 5 ) اساس ندارد . ( 6 ) گ ، مل : كسى . ( 7 ) گ ، مل ندارند . ( 8 ) گ ، مل : خورند . ( 9 ) با ، گ ، مل : هم از اينجا . ( 10 ) با ، گ ، مل : آن لشكر . ( 11 ) اساس بدون نقطه . بقيه نسخهها : ترك . نك : بالاتر . ( 12 ) گ : محاربان .